تبليغاتX
بر بلندا
سلام به همه دوستان و همنوردان( و اونایی که قراره همنورد بشیم)

همونطور که مطلع هستید، برنامه ای که این هفته گروه در نظر گرفته، از ولنجک شروع میشه و به سمت ایستگاه ۵ توچال میریم و از اونجا بطرف درکه حرکت می کنیم.

تاریخ و ساعت اجرای برنامه روز پنجشنبه ۲۹/۹ ساعت ۶ صبح از جلوی در خوابگاه داخل هست.

راستی برنامه ویژه پسران هست.

ثبت نام از شنبه شروع شده و هر روز ظهر از ساعت ۱۲ تا ۱:۳۰ ثبت نام میشه . به استثنای روز چهار شنبه.

ظرفیت برنامه هم محدود است

روز چهار شنبه از ساعت ۱۱ تا ۱۲:۳۰ ثبت نام و تحویل وسایل هست و ساعت ۱۲:۳۰ جلسه توجیهی هست.

ضمنا دوستانیکه علاقمند به شرکت در برنامه آخر هفته هستند، موظفند در جلسه توجیهی شرکت کنند و عدم شرکت در این جلسه، به منزله انصراف از شرکت در برنامه می باشد.

ضمنا برنامه، به سرپرستی اینجانب می باشد.

به امید دیدار تک تکتون تو برنامه

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/09/26ساعت 10:56 توسط حسین صالحی |

 

گزارش برنامه ساکا( پسران) 

 

گزارش برنامه پرسون (دختران)

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/08/13ساعت 13:30 توسط حسین صالحی |

به نام خالق طبيعت زيبا

راستش بعد از برنامه سنگين هفته پيش(خط الراس کلون بستک به برج) کمي خسته شده بودم ولي بعدا فکرکردم که يک برنامه طبيعت گردي مثل همين, مخصوصا اگر دوستان هم باشند, براي رفع خستگي و ايجاد شور و نشاط موثر باشد. پس تصميم گرفتم به همراه سه نفر ديگر از دوستانم ثبت نام کنم. با اين که آقاي سرپرست (حسين صالحي) شب قبل sms زده بود که صبح ساعت 5:50 مقابل درب خوابگاه باشيم, مطابق معمول هميشه ساعت 2 شب خوابيديم. من صبح ساعت 5:50 از خواب بيدار شدم و به يکي از هم اتاقي هايم گفتم که خواب مانديم و دوباره خوابيدم ولي ناگهان يک صاعقه 500 توماني (هزينه ثبت نام) در ذهنم زد و مجبورم کرد که از خواب بپرم و با بيدار کردن دو نفر ديگر (يک نفر از ما قبلا منصرف شده بود) در عرض ده دقيقه حاضر شديم (حتي کوله مان را هم به اميد اين که صبح زودتر بيدار مي شويم حاضر نکرده بوديم و در همان چند دقيقه حاضر کرديم). بالاخره ساعت 6 و چند دقيقه بود که رسيديم به درب خوابگاه و ديديم که همه بچه ها منتظر هستند. بعد از عرض سلام و صبح بخير و معذرت خواهي حدود ساعت 6:5 راه افتاديم.

در ابتدا 9 نفر بوديم (حسين, مجتبي, مجيد, محمدرضا, علي, محسن, آراز, حامد و خودم) که بعد در مسير آقاي جواهرپور به همراه خانواده شان (همسر, دختر و پسر ايشان) هم آمدند و سفر ما شروع شد.

مقداري که از شهر خارج شديم اکثر بچه ها خوابشان برد مثلا سيد همه راه را تا تنگه خواب بود. سر راه فقط در بومهن توقف کرديم و مقداري غذا و نان خريديم و بعد از گذشتن از رودهن و دماوند حدود ساعت 9:30 رسيديم به تنگه که نسبتا شلوغ بود.

بعد از پياده شدن از ميني بوس بدون معطلي شروع به راه پيمايي کرديم تا به جايي رسيديم که مجبور بوديم از داخل آب رد شويم. البته محلي ها تعدادي وسيله حمل و نقل (اسب) براي مهمانان آماده کرده بودند ولي اغلب افراد با پاي پياده و شلوارهاي بالا کشيده از آب رد مي شدند. ما هم که دانشجو و حس صرفه جويي اقتصادي شکوفا, پس بدون لحظه اي ترديد شلوارها را کشيديم بالا و پاها را زديم به آب. اولش خيلي سرد بود ولي بعد از اين که عادت کرديم (راستش پاهايمان بي حس بود) ديگر برايمان مهم نبود و حتي سعي مي کرديم از نقاط عميق عبور کنيم. در همين اثنا به کتيبه اي رسيديم که روي ديوار حک شده بود و به گفته حامد از آثار دوره فتحعلي شاه قاجار بود و خلاصه بعد از اتمام مرحله اول آب نوردي به يک منطقه سرسبز رسيديم که پس از عبور از يک مرحله 2000 توماني (ورودي) در همان جا صبحانه را صرف کرديم و دوباره به راهمان ادامه داديم و در انتهاي مرحله دوم آب نوردي مان به آبشار رسيديم و مرحله جديد شوخي ها از جمله رفتن زير آبشار, پشت آبشار و ... شروع شد و زير آبشار بود که ما به قدرت آبي که تنها چند متر ارتفاع گرفته بود, پي برديم.

بعد از چند دقيقه تفريح در آن منطقه, گروه به دو دسته تقسيم شد. يک دسته متشکل از مجتبي, آراز, محمدرضا, علي, مجيد, حامد و خودم به سرپرستي حامد به سمت مرداب حرکت کرديم و دسته دوم در همان مسيري که آمده بوديم برگشتند تا نهار ميل کنند. گروه ما (گروهي که به سمت مرداب رفته بود) پس از حدود 2 ساعت به مرداب رسيد که منظره خيلي قشنگي داشت. بدون هيچ توقفي سعي بر عبور از مرداب کرديم چون قول داده بوديم سر ساعت 4:15 در محل ميني بوس باشيم. در ابتداي ورود به مرداب تعدادي از بچه ها مخصوصا سيد خيلي ترسيدند ولي بعد از مدتي مرداب پيمايي, عادت کرديم و تنها مواقعي که مار آبي مي ديديم مقداري مي ترسيديم. بالاخره بعد از اتمام مرداب پيمايي و سه مرحله آب پيمايي بالاخره توانستيم سروقت!!؟! (البته با حدود يک ساعت تلورانس که به قول يکي از بچه ها عادي بود ولي بعدا منجر به گرفتن شيريني شد) برسيم به محل ميني بوس.

بعد از خواندن نماز راه افتاديم و تو راه هم که چند تا از بچه ها صد در صد به خواست خودشان براي جمع شيريني و آب ميوه خريدند (البته قرار بود فالوده بخرند ولي پيدا نشد) مناسبت اين ضيافت, تولد سيد, معافيت از سربازي محسن و جريمه ديرکرد گروه پيشرو توسط حامد بود.

بالاخره حدود ساعت 10 بعد از طي يک ترافيک نسبتا سنگين رسيديم به تهران و اعضا رفته رفته پياده شدند و در آخر من و مجتبي و مجيد و حسين مقابل درب خوابگاه برادران به عنوان آخرين افراد پياده شديم و رفتيم به سمت اتاق هايمان.

                                                                                                 يا حق

گزارش: حامد کاظمی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/04/20ساعت 0:27 توسط حسین صالحی |

با سلام

برنامه این هفته گروه کوهنوردی تنگه واشی می باشد

تنگه واشی

نوع برنامه عمومی میباشد و شرکت برای عموم دانشجویان آزاد است

دختران روز پنجشنبه ۲۴/ ۳ به سرپرستی خانم فاطمه حسینی و

ثبت نام روزهای دوشنبه و سه شنبه

پسران روز جمعه ۲۵/ ۳  به سرپرستی آقای حسین صالحی و

ثبت نام این برنامه روزهای یکشنبه، دوشنبه و سه شنبه می باشد.

ساعت های ثبت نام از ۱۲ تا ۱:۳۰ بعد از ظهر است.

تنگه تاریخی واشی

ساعت حرکت ۶ صبح از جلوی در خوابگاه داخل ( در صورت به حد نصاب رسیدن دانشجویان خوابگاه حکیمیه، از جلو در خوابگاه حکیمیه نیز اتوبوس داریم )

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/03/20ساعت 2:25 توسط حسین صالحی |

بسم الله الرحمن الرحيم.

تنها نام  دشت جانستون و قله خرسنگ براي تحريک حس کنجکاوي و بيرون کشاندن بنده از رختخواب آن هم ساعت 5.5 صبح روز پنجشنبه کافي بود. در راه دانشگاه به اين فکر مي­کردم که به هر حال بايد اين دشت چيز عجيبي باشد که اين بابا جانستون فرسنگها راه را از فرنگستان کوبيده و امده تا آنجا را کشف کند. البته شايدم جانستوني در کار نبوده و مردم بومي براي جذب گردشگراني چون بنده چنين نامي بر اين دشت گذاشتند. شايد هم ....

رشته افکارم با ديدن دوستان سحر خيز در محل تجمع پاره ميشود. راس ساعت ساعت شش و نيم  يا شش و چهل و پنج دقيقه يا  شايد هم هفت بود که به سمت دشت جانستون رهسپار شديم. در اين سفر بود که من به مزاياي جمعيت کم در چنين برنامه هايي پي بردم. اولين مزيت آن اين است که به هر کس از غنائم جنگي سهم بيشتري ميرسد مثلا به جاي يک وعده صبحانه سه وعده به هر نفر ميرسد. بقيه مزايا هم زياد مهم نيست اصلش همين بود که عرض کردم.

پس از يک ساعت ونيم ميني بوس سواري به روستاي آبنيک مي­رسيم و با شکمهايي آکنده از کيک و سانديس کوهپيمايي خود را آغاز ميکنيم. قبل از ما گروهي ديگر نيز بدانجا آمده بودند و تقريبا دو گروه به صورت مختلط ( برداشت بد نشود خداي نکرده منظور از آن لحاظ است) تا دشت جانستون مسير راطي کرديم.

ابتداي مسير از کنار رودخانه خروشاني که به دليل آب شدن برفها بسيار پر آب بود ميگذشت. به پيشنهاد يکي از دوستان قرار شد از تکه چوبي که بر روي رودخانه بود عبور کنيم. جناب سرپرست با هيبت و عظمت خاصي که تنها مخصوص اين دسته از ابنا بشر است ( سرپرستها ). بر آن چوب حقير گام بر ميداشت که ناگهان تصميم به انجام يک  فداکاري گرفته و با همان هيبت و عظمت سرنگون گرديدند وتني به آب خروشان سپردند. حالا فلسفه اين فدا کاري چه بود ما هم نفهميديم اما سرپرستها که هيچوقت همينجوري  وبدون حکمت درون آب نميپرند. به هر حال در گير و دار اين جريان باتوم آن جناب به آب سپرده شد و خود آن حضرت به مثابه يک ببر آب کشيده شدند. عکسهاي آب کشيدگي ايشان را ميتوانيد در لينک مربوطه پيدا نمائيد. با بررسي جعبه سياه همراه سرپرست دوستان نظريات مختلفي را در باب علل وقوع  اينگونه حوادث دادند و در نهايت هيئت کارشناسي با توجه به نام جناب سرپرست ( حسن) علت نهائي را بي توجهي ايشان به هشدار صدا وسيماي جمهوري اسلامي مبني بر اينکه " حسن خيلي خطرناکه حسن" ذکر کردند.

با اميد به اينکه ايشان به ذکام دچار نگردند به راهمان ادامه ميدهيم. هنوز قدمي طي نکرده بوديم که به عبث بودن اين جريانات پي برديم چرا که مجبور شديم با گذشتن از يک پل ديگر به همان مسير قبلي بازگرديم. در اين گونه مواقع است که بشر به ناقص بودن عقل خويش پي ميبرد. و به نياز انسان به هدايت الهي واقف ميگردد.

سر انجام پس از يک ساعت ونيم کوهپيمائي به چشمه اي زيبا رسيديم که از آن محل دشت جانستون آشکار بود. از آنجا که کيک و سانديس بعد از اين مدت هضم شده بود. صبحانه اي مفصل را در کنار چشمه صرف نموديم و پس از آن عزم قله خرسنگ نموديم. گر چه بنده شخصا به هواي دشت آمده بودم اما با خود گفتم ضرري ندارد که قله را هم فتح کنم پس با همان تجهيزات خاص دشت نوردي از جمله يک پيراهن آستين کوتاه و خرده آبي در قمقمه با گروه همراه شدم. ساعت ده و نيم بود که از درگاه  غاري که ظاهرا گروه رقيب به آن سو متمايل شده بودند گذشتيم. سپس به چشمه اي ديگر رسيديم که آبي بسيار خنک و گوارا از آن جاري بود و همنوردان از اين آب منتفع شده و استراحتي کوتاه کردند. در اين محل جمعي از اساتيد فن به جراحي انگشت آقا حامد پرداختند تا بلکه خاري از دست ايشان به در آورند و در اين راه از تمام امکانات موجود از سنجاق گرفته تا چاقو و دندان بهره جستند. و ما پس از اين عمليات به درگاه خداوند شکر گذاشتيم که ايشان از زير دست جراحان جان سالم به در بردند. .پس از عبور از اين محل و ورود به يخچالهاي طبيعي بود که طبيعتا دريافتم که اين تو به ميري از آن تو بميري ها نيست. اما چاره اي نبود. کار از کار گذشته بود و جز ادامه راه کاري نميشد کرد. بنده  کشان کشان جا در جاي پاي گتر داران ميگذاشتم و ميرفتم.  اما وقتي به قسمت خاکي  وگل آلود رسيدم تاب از کف دادم . البته در اين کف کردگي تنها نبودم ظاهرا جمعي از دوستان نيز چون بنده دچار نقصان توان گشته و يکي از دوستان اظهار بريدگي نمود که به شدت با استقبال بنده  و تعدادي ديگر مواجه شد. از آنجا که بنده عکاسباشي گروه نيز بودم. دوربين را تحويل دوستان داده و به همراه ساير در راه ماندگان در پهنه اين کوه  دراز کشيديم و از ارتفاع 3000 متري به تماشاي طبيعت پرداختيم و همزمان مشکلات جامعه اعم از سياسي و فرهنگي و... را بررسي کرده و راه کارهاي مختلفي را براي حل آنها پيشنهاد ميداديم که ازذکر اين قسمت به منظور پيشگيري از فيلتر شدن وبلاگ خودداري ميکنم.

در اين ميان ظاهرا گروه صعود کننده پس از عبور از يک صخره  به مشکل برخورده بود که در نهايت با فرو رفتن راهنما تا کمر درون برفها و با توجه به ابري بودن هوا تصميم به بي خيال شدن قله گرفته و راه بازگشت را در پيش گرفتند.

در سه هزار متري بنده و دوستان پس از حل مشکلات کشور در حال بررسي راههاي بازگشت به پائين بوديم که ناگهان شيئي با سرعت نزديک به سرعت صوت ( در اصطلاح ما بچه هاي مکانيک transonic ) از کنارمان گذشت هر کس چيزي ميگفت حتي پاي موجودات فضائي و سوپر من و.... به ميان کشيده شد اما پس از رهگيري دقيق هدف مشخص شد که او کسي نبود جز راهنماي خودمان که در حال انجام يک پرواز آزمايشي جهت يافتن سريعترين راه پايين آمدن از کوه بود. پس از اينکه از ايمن بودن راه و زنده ماندن راهنما اطمينان حاصل کرديم. ما نيز از اين راه استفاده نموده و چيزي در حدود دو کيلو متر را در اندک زماني پائين آمديم.

ساعت چهار وسي دقيقه بود که تمام گروه در دشت سر سبز پايين کوه جمع شده بودند و به صرف ناهار پرداختند. پس از ناهار و نماز به سمت ميني بوس به راه افتاديم و سرانجام ساعت شش به سمت تهران حرکت کرديم.

                                                                                عکسای برنامه

 گزارش و عکس توسط محمد امین آهنگری

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/03/08ساعت 12:9 توسط حسین صالحی |

با درود 

برنامه این هفته کارآموزی سنگنوردی در منطقه بند یخچال و دره اوسون برگزار می شود.

سرپرست برنامه پسران اینجانب حسین صالحی   و

سرپرست برنامه دختران خانم شیوا غفاری هستند.

 

ثبت نام روزهای دوشنبه و سه شنبه می باشد.

 

ضمنا افرادی می توانند دراین برنامه شرکت کنند که ذر کارةموزی کوهپیمایی شرکت کرده اند.

ظرفیت برنامه محدود می باشد و از میان کسانی که ثبت نام می کنند افراد انتخاب می شوند.

انبار نیز روزهای دوشنبه ساعت ۱۲ تا ۱۳:۳۰ و سه شنبه ساعت ۱۳ تا ۱۴:۳۰ باز می باشد.

 

با آرزوی روزی خوش برای تک تک شما ها 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/02/09ساعت 19:0 توسط حسین صالحی |

 

عکسای برنامه آهار دختران

توسط خانم آذر خوشگو

 

عکسای برنامه آهار پسران

توسط آقایان حسن صادقیان و محمد امین آهنگری

                                                                                      

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/02/02ساعت 15:48 توسط حسین صالحی |

با درود فراوان خدمت دوستان

برنامه این هفته گروه کوهنوردی٬ کارآموزی کوهپیمایی  با ارائه مدرک فدراسیون کوهنوردی می باشد.

سرپرست برنامه پسران آقای آرش زارع

و سرپرست برنامه دختران خانم شیوا غفاری

برنامه ها همزمان در دو منطقه برگزار می گردد:

برنامه پسران دره اوسون و برنامه دختران گلاب دره برگزار می شود.

تاریخ برنامه ۳۰ و ۳۱ فروردین ماه و ساعت حرکت ۶:۳۰ صبح هست.

پسران از جلو درب خوابگاه داخل و دختران از جلو در خوابگاه خواهران.

ثبت نام در روزهای دوشنبه و سه شنبه ۲۷ و ۲۸ از ساعت ۱۲ تا ۱:۳۰ بعمل می آید.

نکته مهم:

    اولویت با افرادی است که در برنامه های گروه کوهنوردی بیشتر شرکت کرده اند

    برنامه در قالب دو  برنامه یک روزه برگزار می شود یعنی روز پنج شنبه ۳۰ فروردین عصر به سمت دانشگاه برمی گردیم و روز جمعه ۳۱ فروردین ساعت ۶:۳۰ دوباره از جلو درب خوابگاهها حرکت هست.

همیشه پیروز باشید

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/01/26ساعت 17:54 توسط حسین صالحی |

 درود

همونطور که گفته بودم عکسای برنامه کویر دخترا رو آپلود کردم.

واسه دیدن عکسا روی لینک زیر کلیک کنید:

عکسای کویر دختران

 

شاد باشید

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/01/12ساعت 0:37 توسط حسین صالحی |

با درود  

برای دیدن عکس کویر مرنجاب پسران روی لینک زیر کلیک کنید.  

عکسهای کویر مرنجاب پسران


ضمنا عکسهای برنامه کویر دختران نیز بزودی آپلود خواهد شد.  

پیروز باشید

+ نوشته شده در جمعه 1386/01/10ساعت 21:12 توسط حسین صالحی |

سلام خدمت دوستان

گپی خودمونی
این جلسه به نظر من جهت تقدیر از دوستان اصلا کافی نیست .
 ما نمیتونیم با یک جلسه ارزش واقعی زحمتای بچه ها تو چند سال رو جواب بدیم ولی بهانه خوبیه واسه اینکه همه دور هم جمع بشیم و دوستان قدیمی همه یکجا باشند.
البته می دونم که بچه ها هم واسه این تقدیر و تشکرها کار نکردند . نیت اونا خیلی پاک تر از اینا بوده چون واقعا چیزی غیر از این نمیتونه انگیزه ای واسه کار کردن تو جایی باشه که هیچ سود مادی در اون نیست.

از صمیم قلب آرزو می کنم که همون طوری که بچه ها واسه اعتلای کوهنوردی انرژی گذاشتن به موقعیتای دیگه ای برای خدمت به بشریت دست پیدا کنن و موفق باشند. ضمنا ما هم مشتاق یادگیری ازشون هستیم.

موفق باشید

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/12/21ساعت 18:5 توسط حسین صالحی |

برنامه این هفته گروه آبشار سنگان هست

ثبت نام دوشنبه و سه شنبه این هفته هست

 بخاطر علاقه مندی دوستان به قله  اگر جاده باز باشه  قله سیچال رو داریم

و در صورت بسته بودن مسیر  آبشار سنگان رو داریم

هدف گروه پرورش افراد در زمینه کوهنوردی است با توجه به علاقه و انگیزه های آنها.

امیدوارم باهمکاری شما و لطف حق بتونیم به هدف برسیم.

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/11/30ساعت 18:35 توسط حسین صالحی |

سلام بر دوستان

جاتون خالی رفتیم غار ٬ با ۴۸ نفر از دانشجویان و با همون اتوبوس دیروزی و یکی دیگه هم بدتر از اون.

بگذریم٬ صبح ساعت ۶:۳۰ بازم با نیم ساعت تاخیر اتوبوس حرکت کردیم و ۱۰:۲۰ رسیدیم روستا و

صبحانه رو زیر درختا خوردیم.  ۱۱:۳۰ حرکت کردیم به سمت غار. سرپرست امین نکوبین بود٬

راهنما هم حسین صالحی و عقب دار علی همدانی بود.

البته ۱۰ نفر از بچه ها که تجربشون بیشتر بود جلوتر از بقیه اومدن و هر جا که احتیاج به تذکر داشت٬

 یکیشون رو میگفتم وایسن و به بقیه اطلاع بدن که نتیجش این شد که هیچ اتفاقی خوشبختانه نیفتاد.

 

حدود ۳ ساعت داخل غار بودیم٬ انتهای غار باریک میشد و با ۱۵ نفر از دوستان طی ۲ سری رفتیم تا انتهای غار .

جذاب ترین جاش به نظر من و اونایی که اومدن٬ همون دالانهای تنگ آخر غار هست.

 

نهایتا پس از صرف نهار و خواندن نماز٬ ساعت ۳:۴۵ سوار اتوبوس شدیم و حدود ۷ رسیدیم جلو خوابگاه.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/11/29ساعت 16:30 توسط حسین صالحی |

 

با سلام خدمت دوستان و همنوردان

۱- بالاخره جلسه هفتگی هم شروع شد. سه شنبه هفته بعد ساعت ۶ عصر منتظرتونیم.

 

۲- واسه اینکه در حق خانوما اجحاف نشه برنامه یخنوردی رو با یک برنامه قله واسه خانوما

عوض کردیم و همچنین جای برنامه های کویر رو هم عوض کردیم چون تاریخ برنامه خانوما

با تاریخ کنکور ارشد یکی بود.

 

۳-  این هفته برنامه کرکس رو داشتیم که به لطف حق بدون هیچ مشکلی برگزار شد.

البته اگه از ۳ ساعت تاخیر اتوبوس بگذریم

ساعت ۱۰:۳۰ از تهران حرکت کردیم٫ ساعت ۳ عصر به منطقه رسیدیم.

۲ ساعت به شب خوردیم. ساعت ۷ رسیدیم پناهگاه.

جمعه ۸ صبح به سمت قله حرکت کردیم تا ۱۰:۳۰ رسیدیم به قله و ۴۵ دقیقه اونجا موندیم.

جای همتون خیلی خالی بود هوا بسیار عالی بود.

برگشت رو هم که قابل وصف نیست. از ۵۰ متری قله حدود ۶۰۰ متر ارتفاع رو تیکه تیکه

سر خوردیم اومدیم پایین.

نکته جالب اینکه تقریبا هیچکدوم از بچه ها تجربه شب مونی رو نداشتند.

شب هم برگشتن رفتیم رستوران جاتون بازم خالی.

ضمنا گزارش مفصل برنامه دوشنبه هفته آینده توجلسه عمومی خونده میشه(توصیه می کنم

حتما بیاین چون گزارش خیلی جالبی آفای علی خادم تهیه کردن )

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/11/15ساعت 19:24 توسط حسین صالحی |

 

با توجه به اینکه اواخر ترم هست و امکان جمع و جور کردن بچه ها ضعیف هست تصمیم گرفتیم تا برگزاری

جلسات هفتگی ٫ دوستان به صورت سیستم مجازی اینترنتی جلسه رو برگزار کنند.

دوستان و همنوردان شرکت کردنشون رو می تونن با پیغام گذاشتن نشون بدن.

منتظر نظراتتون هستیم. 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1385/11/02ساعت 15:53 توسط حسین صالحی |

 

با درود فراوان خدمت دوستان همنورد                  

 

اولین برنامه بعد از امتحانات رو کرکس انتخاب کردیم که هم مسافرته و هم پیش برنامه قله

 هزار که تو هفته بعدش برگزار میشه.

تاریخ برنامه: پنج شنبه و جمعه ۱۲و۱۳/۱۱/۸۵

قله کرکس واقع در شهرستان نطنز  استان اصفهان هست.

سرپرست برنامه: علی آبایی

ثبت نام برنامه از فردا یکشنبه ۱/۱۱/۸۵ شروع میشه و تا چهارشنبه همین هفته هر روز

ساعت ۱۲الی ۱بعد از ظهر در محل گروه کوهنوردی ُ جنب تربیت بدنی ٌ انجام میشه.

از تمامی دوستانی که مایلند در برنامه شرکت کنند دعوت میشه که واسه ثبت نام تو تاریخ های فوق

مراجعه کنند.

حضور شما باعث شادی همه بچه هایی میشه که زحمت می کشن.

منتظرتون هستیم.                     

 

+ نوشته شده در شنبه 1385/10/30ساعت 15:50 توسط حسین صالحی |

 

برنامه زمستونی هفته قبل توسط شورای جدید برنامه ریزی شد و جهت تایید به

 تربیت بدنی ارائه شد.

آقای دکتر برجسته بخاطر اهمیت قضیه٬ ترجیح دادند سر فرصت راجع به تقویم تصمیم بگیرند.

 البته گفتند تو این هفته مشخص میشه.

نا گفته نماند که قبلا این تقویم به تایید آقای جواهر پور (مربی کوهنوردی و سنگنوردی دانشگاه)

 رسیده .

بخاطر پیگیری دوستان و لطفشون که همیشه باعث دلگرمی گروه میشه٬ تقویم پیشنهادی رو که

البته هنوز تایید نشده به اطلاع می رسونیم.

تاریخ اجرا           قله                  منطقه             سطح برنامه                   ظرفیت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱۲ و ۱۳ /۱۱      کرکس              نطنز                نیمه فنی                     ۳۰ نفر

۲۲-۱۹ /۱۱        هزار                  کرمان              فنی                            ۱۵ نفر

۲۶/۱۱             غار رودافشان       تهران               عمومی        دختران       ۳۰ نفر به بالا

۲۷/۱۱             غار رودافشان       تهران               عمومی        پسران       ۳۰ نفر به بالا

۳و۴/۱۲            آبشار سنگان      کن                  عمومی        دختران       ۳۰ نفر

۱۰و۱۱/۱۲        کویر مرنجاب        کاشان             عمومی        پسران       ۳۰ نفر به بالا

۱۷و۱۸/۱۲        کویر مرنجاب        کاشان             عمومی        دختران      ۳۰ نفر به بالا

 

منتظرتون هستیم         

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/10/24ساعت 14:27 توسط حسین صالحی |

درود بر همگی

برنامه دخترا ٬ متاسفانه به علت بدی شرایط آب و هوا که شب قبلش اعلام شده بود٬ لغو شد.

امیدواریم که تو ترم جدید جبران بشه .

ضمنا برنامه زمستونی هم تو این هفته مشخص میشه (قابل توجه عباس جان)

پایان ترم خوبی رو برای دانشجویان  آرزو می کنم.

با آرزوی موفقیت برای شما

+ نوشته شده در شنبه 1385/10/09ساعت 15:40 توسط حسین صالحی |

سلام خدمت دوستان

جمعه گذشته جاتون خالی رفتیم دارآباد  سرپرست پوریا بود و آقای مهرزاد هم جلودار بودن.

امین نکوبین هم تیم رو همراهی می کرد مصطفی هم راستی بعد از چند وقت ٬ باهامون کوه اومد.

حرکت٬ ساعت ۶:۱۵ دقیقه صبح از جلو در خوابگاه بود. ساعت ۷:۴۵ به بیمارستان رسیدیم و حرکت به سمت قله رو شروع کردیم. ساعت ۱۰:۳۰ به قله دارآباد رسیدیم و چون وقت داشتیم ٬ حرکت را به سمت قله سیاه بند ادامه دادیم. پیش بینی شده بود که ساعت ۱ عصر به جانپناه می رسیم و تا ۲ نهار میخوریم واستراحت ٬ بعدشم میایم پایین.

ساعت ۱۲:۴۰ به جانپناه رسیدیم و ساعت ۱:۳۰ به سمت پایین اومدیم.

بچه ها همه خوب اومدن فقط واسه حسن مشکل پیش اومد که کفشش مناسب نبود واذیتش کردولی بازم همه مسیر رو اومد.

همه هر جفت قله ها رو اومدن.

به نظر من ٬برنامه از عمومی سطحش بالاتر بود و این جای امیدواری هست که کوهنوردای جدیدی رو تو گروه می تونیم داشته باشیم.

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/10/05ساعت 13:4 توسط حسین صالحی |

با درود فراوان خدمت دوستان و همنوردان

قدیمیا بخونن:
تشکر فراوان داریم از همه بر و بچ قدیمی گروه که اگه زحمات اونا نبود شاید وضعیت گروه این نبود. امیدواریم همکاری و راهنماییشون رو از ما و از کلیه همنوردان دریغ نکنن تا بتونیم هرچه بهتر ادای وظیفه کنیم.

جدیدا بخونن:

از همراهی و همکاری دوستان جدیدی که با گروه همکاری دارن هم کمال تشکر رو داریم و انشا ا... با همکاری شما بتونیم بهترین خدمات رو به جامعه ورزشی کوهنوردی اونم از نوع علم و صنعتیش ارائه کنیم.

شورای منتخب

       

+ نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/29ساعت 14:27 توسط حسین صالحی |

با سلام خدمت دوستان ودوستداران کوه 

برنامه این هفته انجمن، صعود به قله دارآباد هست.

نوع برنامه عمومی و شرکت برای همه دانشجویان پسر آزاد است.

تاریخ اجرای برنامه جمعه ۱/۱۰/۸۵ و حرکت ساعت ۶ صبح از جلو درب خوابگاه برادران می باشد.

ثبت نام روزهای یکشنبه و دوشنبه ساعت ۱۲ تا ۱۳ است.

تحویل وسایل انبار نیز دوشنبه ساعت ۱۳ الی ۱۴ می باشد.

از تمامی دوستداران کوهنوردی دعوت به همکاری و شرکت در برنامه می شود.

ضمنا برنامه محدودیت دارد و اولویت با کسانی است که زودتر ثبت نام کرده اند.

خانوما هم ناراحت نباشن هفته بعد همین برنامه رو واسشون داریم

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/09/26ساعت 13:47 توسط حسین صالحی |