تبليغاتX
بر بلندا - گزارش برنامه جنگل نوردی ورسک

حوالي ساعت 9:45 بود كه براي ديدن پل ورسك از دور از ماشين پياده شديم. ساعت 10:30 دوباره راه افتاديم. جاده مال رو بود و ميني بوس هاي ما مناسب براي عبور از آن نبودند در نتيجه ما ناچار شديم مسيري را قبل از رسيدن به جنگل پياده طي كنيم. حوالي ساعت 11 بود كه از ميني بوس ها پياده شديم و راهپيمايي خودمان را آغاز كرديم. هوا آفتابي بود و كمي هم باد مي آمد همه جا سبز بود و جنگل هاي انبوه مناظر چشم نوازي را پديد آورده بودند. آقايان حسين صالحي راهنما، حميد مرادي نسب جلودار، احمد رفسنجاني و مصطفي جلالوند عقب دار بودند. همچنين خانم صديقه صالحي و شبنم رحيم نژاد به عنوان عكاس و گزارش نويس برنامه بودند.

بعد از كمي راهپيمايي ساعت 11:55 تا 12:55 جهت استراحت و جلسه معارفه توقف نموديم و بعد از آن تا 12:55 راه رفتيم سپس در يك جاي مسطح كه دشت مانند بود به منظور ناهار و نماز تا 13:45 مانديم. وزش باد شديدتر شده بود و بچه ها لباس گرم خود را پوشيدند. سپس راه افتاديم. هنوز چيزي نگذشته بود كه پاي يكي از بچه ها پيچ  خورد و در نتيجه احمد رفسنجاني و حميد مرادي نسب و سه نفر ديگر كه خسته بودند به همراه وي برگشتند و بقيه به راه خود ادامه دادند. حوالي ساعت 14:20 به جنگل رسيديم و راه ناهموارتر و شيب تندتر شد. 14:45 استراحت كوتاهي داشتيم و سر خوردن يا نخوردن هندوانه راي گيري شد و راه افتاديم. ساعت 15:15 تصميم به بازگشت گرفتيم و حسين صالحي نكاتي را در مورد طريقه گام برداري در هنگام پايين رفتن از شيب متذكر شد. در طول مسير گروه در مكان هاي مناسب توقفات كوتاهي را جهت تعويض لباس داشت.

هوا كمي مه آلود شده بود. خنكي لذت بخش آن از خستگي بچه ها مي كاست. سرپرست تلاش مي كرد گروه را منظم كند تا  در مه كه ديد بچه ها كم بود اتفاقي نيفتد.

ساعت 17 به محل معارفه رسيديم. گروهي كه از ما جدا شده بودند در آنجا اتش روشن كرده بودند و منتظر ما بودند. با هم هندوانه خورديم و بعد راه افتاديم. 17:45 به ميني بوس ها رسيديم و بچه ها براي جلوگيري از گرفتگي عضلات حركات كششي انجام دادند. ساعت 18 ميني بوس ها راه افتادند. بچه ها در طول راه انتقادات و پيشنهاد هاي خود را اعلام كردند. ساعت 22:37 به خوابگاه رسيديم.


+ نوشته شده در شنبه 1388/03/09ساعت 14:59 توسط مصطفی ریسمان باف |