تبليغاتX
بر بلندا - گزارش برنامه "دوره آموزشی یخ و برف"

ساعت 10 صبحانه خوردیم. ساعت 10:35 کلاس تئوری شروع شد. آقای جواهرپور بعد از ارائه توضیحات کلی مشغول معرفی لوازم و آموزش موارد لازم شدند . ساعت 11:55 در حالی که هنوز کلاس تئوری ادامه داشت در یکی از یخچال ها بهمن قابل ملاحظه ای اتفاق افتاد که سبب تعطیلی چند دقیقه ای کلاس شد. مقداری وسایل یکی از گروه های دیگر زیر بهمن مدفون شد که مشغول در آوردن آن شدند. بعد از وقفه ی کوتاه دوباره کلاس شروع شده و  تا ساعت 12:50 ادامه پیدا کرد.

بعد از کلاس تئوری به سمت یخچال حرکت کردیم و از ساعت 1:25 تمرین در یخچال شروع شد. که انواع روش های صعود و پایین آمدن آموزش داده شد. بعد از حدود 4 ساعت تمرین به دلیل نامساعد بودن شرایط جوی و شروع صاعقه و باران، تمرین در ساعت 4 تعطیل شد. در ادامه ی روز اتفاق قابل ذکری رخ نداد و فقط سرما و رطوبت درون چادرها جلب توجه می کرد. البته از ساعت 6 بارش باران متوقف شد (ولی خوب تقریبا زیر تمام چادرها خیس شده بود و رطوبت دلپذیری تا مغز استخوانمان نفوذ می کرد). حدود ساعت 9 شب شده و هنوز گروهی که وسایل شان زیر بهمن رفته مشغول حفاری هستند (خوب شد ما جای اونا نبودیم که باید از بچه ها تشکر کرد که کمپ رو این بالا زدیم).

روز دوم ساعت 7 از خواب بیدار شدیم (البته بقیه بچه ها 10 دقیقه زودتر بیدار شده بودند) و بعد از خوردن صبحانه و  آماده شدن برای حرکت به سمت یخچال، (دقیقا) طبق برنامه ی قبلی (البته با 45 دقیقه تاخیر) ساعت  8:20 به سمت یخچال حرکت کردیم و  8:40 به محل یخچال رسیدیم. قسمت اول تمرینات روز دوم به انواع روش های سر خوردن و توقف در وضعیت سقوط  ناگهانی و همچنین ساخت کارگاه اختصاص داشت (و ما همچنان در حال سر خوردن بودیم که) چند تا از بچه های گروه که جدا آمده بودند به ما اضافه شدند و تا ساعت 12:15 همه با هم مشغول تمرین (سر خوردن) بودیم.

ساعت 12:45 بعد از چند دقیقه استراحت به قسمت بالای یخچال رفتیم و بخش دوم تمرینات که شامل روش های پایین آمدن با طناب بود آموزش داده شد. این قسمت تمرین حدود 2 ساعت به طول انجامید. ساعت 2:30 به سمت کمپ حرکت کردیم و بعد از استراحت کوتاه و جمع کردن وسایل و چادر ها حدود 3:30 حرکت کردیم. در میانه ی راه برگشت برای خوردن ناهار توقف کردیم( و بعد از اینکه احسان جواهری به اندازه ی کافی عکس تکی گرفت) ساعت 4:20 به سمت مینی بوس حرکت کردیم.

ساعت 4:40 سوار مینی بوس شده (و در میانه های راه برای خرج کردن جریمه های نقدی توقف کوتاهی داشتیم) ساعت 6:30 به حکیمیه رسیدیم و برنامه در ساعت 7 و رسیدن بقیه بچه ها به خوابگاه داخل خاتمه پیدا کرد.

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/09ساعت 15:40 توسط مصطفی ریسمان باف |